نقش علم بازاریابی و برندینگ در رویارویی با چالشهای اقتصادی آینده ایران

نقش علم بازاریابی و برندینگ در رویارویی با چالشهای اقتصادی آینده ایران (قسمت نخست)

 

چالشهای  آینده در اقتصاد ایران در ۴ سال آینده در دوران دولت دوازدهم

الف: بحران بانکی:

با توجه به کاهش شدید منابع بانکی ، به دلیل پرداخت وام به شرکتهایی که بازده خوبی نداشته اند و عدم توانایی شرکتها بابت پرداخت اقساط وام، تقریبا نزدیک به ۷۰% منابع بانکی از بین رفته است. برای به تاخیر انداختن ورشکستگی ، بانکها به ناچار جهت جذب بیشتر سرمایه مجبور به دادن سود سپرده بالا و همچنین اخذ بالای بهره بانکی از مردم و یا از بازار برای حداکثر کردن منابع بانک خود شده اند . بنابراین از ابتدای سال ۱۳۹۰ به بعد، مردم علاقه زیادی به سپردن پول خود نزد بانک داشته اند و این روند باعث کند شدن شدید گردش پول در اقتصاد شده است. تاثیر این روند باعث افزایش عرضه کننده  نسبت به تقاضا کننده در بازار می شود . در دنیا برای هر۴۲ خانواده ،یک واحد صنفی وجود دارد و در ایران برای هر ۷ خانواده ،یک واحد صنفی وجود دارد، یعنی ، تعداد واحدهای صنفی در ایران ۶برابر عرف جهان است، به‌زبان صریح‌تر ،در ایران ،کالایی را که باید یک نفر بفروشد شش نفر می‌فروشند. بنابراین ،زیر بنای فضای کسب‌وکار ایران ، برمبنای  فروش اندک و سود زیاد می باشد  تا یک بنگاه اقتصادی بتواند امور خود را بگذراند. بسیاری از تولید کنندگان وفروشندگان ،اگر با کمتر از ۳۵ درصد سود کالا را بفروشند قادر به پرداخت هزینه عملیاتی نخواهند بود.کنون( مرداد۹۶) میزان عرضه ،شش برابر تقاضا در ایران است. اتفاق ناخوشایندی که رخ خواهد داد ، کاهش کیفیت اجناس و سلب اعتماد مشتری از فروشنده می باشد. تنها کسانی موفق به عبور از این چالش می باشند که یا برند شده باشند و یا به علم بازاریابی مسلط باشند.

تاثیر برندینگ در چالش بحران بانکی:

با توجه به کاهش شدید گردش پول در چرخه اقتصاد ، افزایش شش برابری عرضه نسبت به تقاضا و کاهش کیفیت محصولات که نتیجه آن سلب اعتماد مصرف کننده نسبت به تولید کننده می باشد، علم برندینگ باعث افزایش شدید اعتماد مشتری می شود . زیرا مصرف کنندگان حاضر می باشند با پرداخت پول بیشتری به تولید کننده ای که برند باشد، محصول بادوام تهیه کنند و حتی تهیه این محصول علاوه بر مطمئن بودن خریدار ،به همراه داشتن تائیدیه اجتماعی از سوی اطرافیان خریدار را نیز در پی دارد.

نکته بعدی تاثیر دانش برندینگ در افزایش گردش مالی می باشد. یعنی تولید کننده و یا کسانی که ارائه خدمات انجام می دهند، ارائه محصول یا خدمات به صورت نقدی می باشد نه به صورت چک و… همین امر باعث افزایش نقدینگی و همچنین باعث افزایش گردش حساب مالی می شود.

تاثیرعلم بازاریابی در چالش بحران بانکی:

با توجه با کاهش گردش مالی در بحران بانکی و کاهش فروش تولید کننده دردوران رکود، می توان با کمک دانش بازاریابی از این چالشها به راحتی عبور کرد که به صورت مختصر و مفید به اطلاع شما خواننده عزیز، بیان می کنم.

۱- تولید محصولات شرکت، متناسب با نیاز بازار.

بدین معنی که با کمک تحقیقات بازار ابتدا محصول مورد نظر مشتری را شناسایی کنیم و بنا به توانایی خرید مشتری، آن محصول یا خدمات را به بازار ارائه دهیم. مانند اسنپ در تهران که نیاز بازار را ارائه سرویس تاکسی هایی ارزان و کاملا در دسترس تشخیص داد و به راحتی این بازار را از آن خود کرد. این در حالی است که اکثر تولید کنندگان و  فروشندگان  بدون در نظر گرفتن تحقیقات بازار و دانش بازاریابی خاصی، ابتدا محصول را تولید و یا خریداری کرده ، در انبار خود ذخیره کرده اند و با توجه به هزینه های گزاف تولید یا خرید ، مجبور به فروش محصول خود به صورت اقساط یا چک های بلند مدت می کنند و در بلند مدت مجبور به خروج از بازار می شوند

 

۲_ تامین مالی با کمک سرمایه گذار بجای گرفتن وام از بانک:

زمانی که تحقیقات بازار به کمک دانش بازاریابی انجام پذیرفت و میزان سرمایه گذاری مشخص شد، اکثر فعالین اقتصادی برای راه اندازی بنگاه خود و یا خرید محصول از داخل و خارج، رو به اخذ وام می کنند. این روش در دوران تورم به دلیل بیشتر بودن نرخ تورم نسبت به بهره بانکی ، بسیار روش معقولی بود ولی در دوران رکود با توجه به بیشتر بودن نرخ بهره نسبت به نرخ تورم به هیچ وجه توصیه نمی شود.

بنابراین با توجه به دانش بازاریابی در دوران رکود ، باید کاهش ریسک و  هزینه را پیش رو قرار داد و بجای اخذ وام به دنبال سرمایه گذار مناسب بود.

 

۳_ ایجاد کردن مزیت رقابتی نسبت به سایر رقبا:

علم بازاریابی به شما کمک می کند که در دوران رکود و بحران بانکی و کاهش قدرت خرید مردم، بتوانید نسبت به سایر رقبا در بازار، مزیت رقابتی ایجاد کنید تا خریداران به راحتی از شما خرید یا از خدمات شما استفاده کنند. مانند سایت دیجی کالا که با ایجاد مزیت رقابتی( کاهش قیمت خرید ، افزایش مقایسه بین محصولات و صرف زمان کم برای خرید) نسبت به بازار حقیقی ایران، باعث  ایجاد مزیت رقابتی و در نتیجه باعث افزایش فروش محصولات خود شد.

 

ب: چالش افزایش قیمت دلار

تورم تولید در ایران در تیر ۹۶ در مقایسه با خرداد ۸۶ ،بالغ بر ۴۳۹ % تورم ، جهانی ۱۸ % و اختلاف تورم داخلی با خارجی ۴۲۱ % می باشد. و فقط دلار۳۰۹ % افزایش قیمت داشته است  که نشان می‌دهد دلار تا ۱۱۲ % دیگر می تواند  گران بشود لذا تولید داخلی خیلی سریع در حال جایگزین شدن با تولیدات خارجی است. اگر به همین روش اقتصاد ایران حرکت کند، به زودی برای کم کردن اختلاف محصولات وارداتی نسبت به تولید داخلی، شاهد افزایش قیمت دلار میباشیم.

افزایش قیمت دلار، یعنی فشار بیش از حد به خریدار و در نتیجه کاهش فروش و برای جبران کاهش فروش ، اکثرا روی به ارائه جنس بی کیفیت به بازار می کنند .

بنابراین بنگاه هایی می توانند از این چالش عبور کنند که از قبل به فکر برندینگ بوده باشند تا در مواجه با چالش افزایش قیمت دلار ، بتوانند به راحتی از این بحران عبور کنند.

 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

میخواهید به بحث بپیوندید؟
احساس رایگان برای کمک!

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *