اهمیت برندینگ در کسب و کارهای دوران رکود

برندینگ چیست  و در یک کسب و کار چه اهمیتی دارد؟

برند سازی و یا برندینگ، (Branding)، بحث بسیار داغی که دراکثر جلسه‌های کاری ، محفل های دوستانه، گپ و گفت های خودمانی وجاهای مختلف توسط مدیران ، کارمندان و حتی فروشگاه های سطح شهر و… شنیده اید و نشان از اهمیت و درک موضوع داد.

برندینگ به زبان ساده یعنی این که  که شما قرار است “ذهنیت” مردم را نسبت به محصول و یا خدماتی که ارائه می دهید ، به شکل خاصی دربیاورید. یعنی احساس ته دلی مصرف کننده به شما ، محصول و یا خدماتی که ارائه می دهید ، چیست؟

برای ایجاد حس خوب ( همان برندینگ) همه‌ی اِلِمان‌های بصری برندتان از لوگو و فونت بگیرید تا مدل طراحی کارت ویزیت ، طراحی دکوراسیون، نوع لباس پوشیدن، استخدام کارمندان و هزاران نکته ریز و درشت دیگر، فقط و فقط یک ابزار برای برندینگ هستند و نه کل برندینگ! و رعایت همه این نکات منجر به ایجاد تمایز و ارزش افزوده در ذهن مشتری میشود که ما را با سایر رقبا مقایسه کند و آن بنگاه تجاری که برند هست را برای خرید برگزیند.

از کجا شروع کنیم؟

دکتر امیر اخلاصی از استاید دانشگاه، در کتاب اصول برندسازی خود می گوید، برای ایجاد برند، ۸ ابزار در اختیار مدیران بازاریابی قرار دارد تا از طریق آن با مشتریان ارتباط برقرار کرده و یک برند قوی در بازار بسازند:

  • تبلیغات
  • روابط عمومی
  • پیشبرد فروش
  • بازاریابی مستقیم
  • فروش شخصی
  • بسته بندی
  • رویدادها و اسپانسرینگ
  • خدمات مشتری

به طور کلی برندینگ، فرآیندی است که در طی آن به جایگاه احساسی و عاطفی یک محصول یا خدمت افزوده می‌گردد،
بدین وسیله ارزش آن برای مشتریان و سایر ذی نفعان افزایش می‌یابد.

به عقیده بزرگان عرصه برندسازی یا برندینگ:

برندسازی یا برندینگ حاصل پیام‌ها و گزارش‌های رسانه می باشد. هر قدر تعداد این پیام‌ها بیشتر و محتوای آن‌ها از دیدگاه مشتری، مطلوب تر باشد، نام تجاری قوی تر خواهد شد.

برندینگ دانشی است که با برتری دادن به یک برند (Brand) باعث افزایش اعتبار و شهرت آن برند در بازار رقابت میشود، اعتبار و شهرت یک برند به طور مستقیم  منجر به فروش بیشتر و قیمت گرانتر محصولات وخدمات میشود. یعنی:

 

  برندسازی روش هوشمندانه  تجارت و تولید ثروت است.

 

در کل برند سازی ابزاری می باشد جهت متفاوت دیده شدن از دیدگاه مشتری و جلب وی برای خرید.

برندینگ چیزی بیش از ایجاد یک نام یا لوگوی خاص و زیبا برای یک مخصول یا خدمت است، برندسازی مسیری است که به واسطه آن مشتریان، محصولات و خدمات یک شرکت را درک و تجربه می کنند.

 

برندینگ چیزی بسیار فراتر از داشتن یک لوگو است!

برندسازی ایجاد تمایزی منحصر بفردی است بین شما و رقبا که برای مشتریان،داشتن یک برند قدرتمند سبب می شود علاوه برهزینه های یک شرکت که به واسطه جلوگیری از سرمایه گذاری های نامناسب و بی هدف به طور کاملا محسوسی کاهش پیدا می کند، باعث جذب سرمایه ها برای سرمایه گذاری در شرکت و افزایش سود می شود.سودآوری به واسطه جذب مشتریانی وفادار به طور چشم گیری افزایش پیدا می کند و از همه مهمتر برند یک شرکت تبدیل به دارایی ناملموس برای سازمان می شود که ارزش آن می تواند بیش از مجموع ارزش تمامی دارایی های فیزیکی آن سازمان باشد.

از جمله­ ی دلایل مهم  برندسازی در نزد سازمان ها، ایجاد بستر برای تمایل به رهبری و ایجاد سهم بیشتری از  بازار است، از دیگر دلایل مهم برند سازی بستر سازی مناسب برای بدست آوردن مشتری کم هزینه می باشد. یعنی در صورتی که مشتری با برند سازمان آشنا باشد و احساس مناسبی نسبت به آن داشته باشد، سازمان هزینه تبلیغات، زمان و… کمتری برای تبدیل وی به یک مشتری بالقوه یا وفادار متحمل خواهد شد و همچنین مشتری بسیار راحت تر خرید می کند و در موقع خرید نیازی به تخفیف از سمت فروشنده نیست.

 

ضرورت برندسازی یا برندینگ (Branding):

ضرورت داشتن برند از این رو در اولویت قرار دارد  که با توجه به حركت جوامع مصرفی به سمت‌ مدگرايی، معروف شدن و تحسین بیشتر اطرافیان، در اختیار داشتن برند ((Brand یا نام‌های تجاری معتبر، يكی از راهكارهای ايجاد تمايز و شخصیت به شمار می رود.

 

انواع برندینگ:

۱٫    برندسازی مشارکتی یا Co-Branding: مشارکت با برندی دیگر جهت دست­یابی به هدف مانند شرکت سونی اریکسون.

۲٫    برندسازی دیجیتال: وب سایت، رسانه­ های اجتماعی، بهینه سازی موتور جستجو، استفاده از وب برای تجارت

 

۳٫    برندسازی شخصی یا Personal Branding: روش­ هر فرد برای ایجاد اعتبار و شهرت برای خودش

۴٫    برندسازی علّی: برندتان را با یک نیت خیر خواهانه همسو کنید؛ یا مسئولیت اجتماعی شرکت مانند سامسونگ که با خرید از مجموعه سامسونگ، درختی به نام شما کاشته میشود . شرکت سام سونگ نام این پروژه را یادگاری تو به زمین گذاشته است.

 

۵٫    برندسازی کشوری: تلاش برای جذب  حداکثری توریست و کسب و کار. برای نمونه تلاش برزیل برای المپیک ۲۰۱۶ و یا میزبانی جام جهانی قطر در سال ۲۰۲۲

 

تعریف جامع بازاریابی و بازار

تعریف بازاریابی(MARKETING):

علم بازاریابی یا مارکتینگ از دیدگاه علم فلسفه:

 

هنوز هم شرکتهای تولیدی و خدماتی برای جذب و استخدام ویزیتور، از واژه بازاریاب یا مدیر بازاریابی استفاده می کنند و فکر می کنند مدیر بازاریابی کسی است که نمونه محصول را در دست می گیرد و نزد مشتریان بالقوه می رود و با چند جمله، مشتری را متقاعد به خرید می کند.در صورتی که نمی دانند فروش صرفا بخش کوچکی از یک سازمان گسترده ای بنام بازاریابی می باشد . مانند کوه یخی که درون اقیانوس منجمد شمالی قرار دارد و صرفا ما فقط ۷% از کوه یخ را روی آب می بینیم و ۹۳% از این کوه درون آب قرار دارد.

تعریف بازاریابی:

عبارت است از شناسایی و ارضای نیازهای مشتریان و بهتر عمل کردن نسبت به رقیبان در بازار.

برای این که این تعریف را بهتر بفهمیم  در ابتدا به تعریف عناوین نیاز، خواسته، تقاضا، کالا، مبادله، معامله و بازار می پردازیم

 

 

اصطلاحات پایه ای بازاریابی

نیاز (NEED) :

زمانی که شخصی از چیزی محروم باشد و به آن احساس نیاز کند.

خواسته: (WANT):

زمانی که نیاز برای شخص برجسته بشود ، تبدیل به خواسته می گردد.
خواسته در علم اقتصاد و بازاریابی، شکل ظاهری نیازهای ما می باشد، که می تواند به صورت کالا یا خدمت معرفی می  شود، در واقع خواسته شکلی‌ست که نیازهای انسان تحت تاثیر فرهنگ و شخصیت آن‌ها به خود گرفته باشد..

تقاضا (DEMAND):

به معنای میل و درخواست یک فرد برای گرفتن کالا یا خدمات مورد نظر

کالا. (PRODUCT):

از دیدگاه علم اقتصاد، محصولات و مواد مختلفی که توسط تولیدکننده، به بازار یا Market عرضه شود و در برابر دریافت پول و یا تهاتر با جنس دیگری، یکی از نیازهای انسان را تأمین و مرتفع کند، کالا نام دارد.
نیاز، خواسته و تقاضا، انسان را به سوی کالاهایی می کشاند که می‌تواند این نیازها، خواسته‌ها و تقاضاهایش را برآورده سازد.

انواع کالا:

  • کالاهای مصرفی: کالاهایی که در بازار عرضه و به فروش می‌رسند تا توسط مصرف‌کنندگان خریداری شوند و به مصرف برسند.و دسته زیادی از محصولات را کالاهای مصرفی به خود اختصاص داده است
  • کالاهای واسطه‌ای: کالاهایی که تولیدکنندگان دیگری برای تولید کالاهای مختلف دیگر، آن‌ها را خریداری کنند و به عنوان مواد اولیه مورد استفاده قرار دهند.
  • کالاهای ضروری: کالاهایی که نیازهای اولیه مصرف کنندگان را تأمین می‌کنند.
  • کالاهای تجملی: کالاهایی که برای تأمین نیازهای کم اهمیت تر و بیشتر برای جذب بصری توسط خریدار تهیه و بمصرف می‌شود.

معامله (Transaction):

توافق، ارتباط یا حرکتی را که بین خریدار و فروشنده برای تبادل یک دارایی چه به صورت ملموس و چه  ناملموس باشد وجه صورت می‌گیرد، معامله یا Transaction می‌گویند.
وقتی یک واحد برای مبادله کالا در میان باشد، معامله بوجود می‌آید.

بازار چیست؟

بازار یا Market به مکان و مجموعه‌ای از  فروشندگان و خریداران بالقوه و بالفعل یک کالا یا خدمت گفته می‌شود.

بازار یا مارکت چیست؟

اندازه بازار

اندازه بازار یا Market Size به تعداد افرادی بستگی دارد که:

۱٫     به محصول به معنی عام یا شیء مورد نظر علاقمندند.

۲٫     حاضرند منابع لازم را برای به دست آوردن محصول مبادله کنند.

شش مورد از زمینه های زیر یک چارچوب جامع و موثر را برای توسعه یک طرح بازاریابی فراهم می کند. این ۶ مورد اغلب با عنوان هایی نظیر “۶P” یا “آمیخته بازاریابی از آقای پروفسور مک کارتی ،نامیده می‌شود. نظریه اصلی، نظریه ۴P می‌باشد، که عبارتند از:

P اول، محصول (Product:):

Product:

 ترکیبی از کالاها و خدماتی‌ست که یک بنگاه اقتصادی ، ارائه و عرضه  می‌دهد که می‌تواند شامل اِلِمان‌هایی چون:

P دوم، محل عرضه (Place):

چگونگی دسترسی مصرف کننده به محصول یا خدمات عرضه شده توسط تولید کننده ؟
همه‌ی زمینه‌ها را در این مورد (
Place) باید در نظر بگیریم که شامل:

  • کانال‌های توزیع
  • مناطق تحت پوشش
  • موجودی انبار برای کالا (یا ظرفیت ارائه خدمات)
  • حمل و نقل
  • لجستیک
  • و محل خروجی خرده فروشی می‌باشد.

P سوم، قیمت گذاری (Price):

روش یا استراتژی قیمت‌گذاری محصولات و خدمات‌تان چگونه است؟
تخفیف‌های فصلی دارید؟ فروش با پرداخت بلندمدت (اقساط) دارید؟

P چهارم، برنامه‌های ترویجی (Promotion):

ارتباط برقرار کردن شما با مشتریان خود چگونه است؟
بیشتر کسب و کارها با به کاربردن ترکیبی از:

P پنجم، مردم یا کارکنان شرکت (People:):

کارکنان شما، مامورانی رسمی هستند که نماینده کسب وکار شما می‌باشد. چک کنید که تا چه حد موارد زیر را در میان کارکنان خود تقویت و توسعه داده‌اید:

  • دانش
  • تجربه
  • مهارت‌ها
  • ارتباطات
  • کار تیمی
  • و نگرش آن‌ها نسبت به اهداف تیمی

P ششم، پردازش (Process):

بر اساس تجربه‌هایی که از رفتار مشتری به صورت روزانه دریافت می‌کنیم، از یک سری فرآیند در کسب و کار خود استفاده می‌کنیم، مثلا تقویت و نظارت بر موارد زیر:

  • سیستم کنترل کیفیت (Quality control)
  • برنامه‌ریزی (Planning)
  • بررسی (Review)
  • سیستم بهبود مستمر (Continuous Improvement)
  • سندپردازی (Documentation)
  • و کانال‌های بازخورد (Feedback Channels)