به چه دلیل طراحی برنامه بازاریابی (Marketing Pelan)، در قرن بیست و یکم مهم است( قسمت دوم)

 

 

تاریخچه بازاریابی:

در سال ۱۹۹۰ توسط آقای پروفسور کاتلر تدوین شد و برمبنای ۴ اصل قرار گرفت

 ۱ _ بخش بندی بازار هدف:   

 ۲ _ یافتن نیاز مشتری:                                                    

  ۳_ ارتباطات واحد در بازاریابی:                                  

۴   _ سود دهی:                                                                                                                 

 

بخش بندی بازار:

برای بدست آمدن بخش بندی مناسب بازار هدف، بازارهای زیر را مورد آنالیز قرار می دهیم

۱-بازار بالقوه:

یافتن افرادی که علاقه به محصول ما دارند

۲_بازار بالفعل:

یافتن افرادی که علاوه بر علاقه به استفاده از محصول، توانائی خرید محصول ما را نیز دارا هستند

۳_ بازار بالفعل واجد شرایط:

یافتن افراد بازار بالفعل که از لحاظ قانونی ، بتوانند از ما خرید کنند. مانند سیگار که فروش آن به افراد زیر ۱۸  

سال، مجاز نیست

۴_ بازار هدف:

بر اساس سه فاکتور مهم بدست می آیند که عبارت است از: توانایی فیزیکی، برند ، محصول

۵_ مصرف کننده نهائی:

کسانی که تمامی شرایط را برای خرید دارا هستندو بخاطر استفاده از محصولات و یا خدمات ما هزینه می کنند.

 

استراتژی های مخصوص انتخاب هدف :

     ۱_استراتژی تک بخشی متمرکز:

یعنی یک محصول برا ی یک بخش بازار مانند ساعت رولکس برای گروه درآمد بالای جامعه

 

۲  _ استراتژی تخصصی انتخابی:

یعنی انتخاب محصولات مختلف برای بخش های مختلف بازار  مانند گروه خودروسازی سایپا که برای هر گروه از افراد با درآمدهای متفاوت ، خودرو تولید می کند.

 

۳ _ استراتژی تخصصی محصول:

یعنی انتخاب یک محصول برای تمام بازارها . مانند خدمات بانکها و یا بیمارستانها که به همه افراد و گرو ها ، یکسان خدمات می دهند.

 

۴_ استراتژی تخصصی بازار:

یعنی ارائه چند محصول برای یک بازار مشخص. مانند شرکت اپل، که تنوع محصولات بالایی دارد ولی صرفا به گروه پر درآمد جامعه ، خدمات می دهد

 

 

جایگاه سازی:

Positioning:

تعریف جایگاه سازی:

یعنی مشتری با دیدن و یا شنیدن نام برند شما، چه فکری می کند؟

بهتر است بدانیم که ایجاد تمایز، صرفا به معنای بهتر بودن نیست بلکه به معنای ایجاد تفاوت با رقبا است.

 

انواع مدل تمایز:

۱ _ تمایز با رقبا از لحاظ ویژگی محصول

۲ _ تمایز با رقبا از لحاظ بسته بندی و ابعاد

۳ _ تمایز با رقبا در ارزش ایجاد شده برای محصول یا خدمات

۴ _ تمایز با رقبا در مکان پخش و توزیع

 

 

 

ایجاد جایگاه متمایز در فروش:                                                       Unique Selling Proposition:

فعالیت مغزی مشتری، بر اساس جمع آوری اطالاعات متمایز و متفاوت از یکدیگرمی باشد. مانند چیده شدن چند سیب سبز رنگ داخل سبد که به طور اتفاقی یک سیب قرمز رنگ هم داخل آن سبد باشد و تمرکز بیننده را به خود جلب بکند.

برای بدست آوردن دقیق تر جایگاه سازی در بین مشتریان باید به چند سوال اصلی پاسخ داد که عبارتند از:

۱ _ چرا مشتری باید کالا یا خدمات ما را خریداری کند؟

اگر نتوانیم به این سوال پاسخ دقیقی بدهیم، ناخودآگاه مجبور به کاهش قیمت و سود خود برای جلب نظر مشتری هستیم.

۲ _ نوشتن نقاط قوت برند ، محصولات و خدمات خودمان

۳ _ محصولات و خدمات ما، چه همسویی با نیاز و خواسته مشتری دارد؟

۴ _ اشاره به آنچه ما داریم ولی رقبا ندارند و یا اینکه چه چیز مشترکی میان ما و رقبا وجود دارد ولی هیچ کدام به آن اشاره نکرده ایم؟

 

ایجاد یک ارزش افزوده به کالا: Value Position:                                                                                 

 

تکنیکهای ایجاد یک ارزش افزوده به کالا عبارت است از:

۱ _ جدیدترین:  مانند محصولات شرکت اپل یا سامسونگ

۲ _ بهترین از نظر کیفیت ادراکی :مانند محصولات شرکت کاله،

۳ _ ارازنترین: مانند محصولات گروه سایپا خودرو پراید، هایپر استار و فروشگاه های زنجیره ای

۴ _باحال ترین: مانند رد بول، سرزمین موج های آبی، خودروهای اسپرت برای قشر جوان

۵ ­ با پرستیژترین: مانند مرسدس بنز، ساعت رولکس، چرم بیژن

۶ _ بهترین در قیمت: مانند خودروهای شرکت تویوتا، ساعت تی سوت، خودکار بیک

۷ _راحت ترین: مانند شرکت گوگل، ، اسنپ

۸ _ دارای بیشترین ویژگی: مانند سایتهای  دیجی کالا، یاهو ،آمازون

 

 

 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

میخواهید به بحث بپیوندید؟
احساس رایگان برای کمک!

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *